نویسنده: مهشید
بازم سلام ...
امروز روز اخری بود که در سال 1384 شمسی به مدرسه رفتم . مسلما هرگز یادم نمی ره .
مهم بعد از مدرسه است که تا خونه دویدم و بعد با یه قیچی موهام رو از ته زدم و بعد لاک رو برداشتم و تاجایی که می تونستم رو ناخونام کشیدم .. ..وای کلی خندیدم ...بعد اهنگ BOYFREINDاشلی رو گوش دادم و بعد به سمیه زنگ زدم و بازم خندیدم ..فقط خندیدم ..انقدر که دلم درد می ترکه !!
بچه هایی که اینجا رو می خونن و از نظر دادن بدشون میاد بدونن من هرگز از عبور بدون رد پای آنها ناراحت نخواهم شد !دوستون دارم و در ضمن اینطور که بوش میاد منو باز به زور کتک می خوان ببرن اهواز! مثل هر سال عید ..پس اگه تا مدت مدیدی از دستم راحت بودین ..راحت باشین چون حالا حالا هااا پیدام نمی شه !
I say so
Do you need me oh do you need
خوب حالا بریم سر زیرابیوس ! میدونی دارک هارت بعضی حرفا هست که تو سایت نمی شه گفت ..نظرات وبلاگ من هم مکانی برای درگیری های شخصی تو با مملی نیست !در هر صورت مملی حرف بدی نزده بود ..فقط گفته بود یا با ما فعالیت می کنی یا ارزشت میاد پایین ، همین! در کل بچه بازی رو بس کن و اون امضا رو بردار ..در ضمن اصلا ازت نمی خوام برگردی ..برو به سلامت و فقط جو سایت رو خراب نکن . یادت نره من تیرکمان اندازم!و طرفدار سرسخت مملی !
+ WITHOUT ANY SENSE +
نویسنده: مهشید
۱ تولد امیر علا بود گفتین بیا ،اومدم و هیچ کی جز خودم الان تو یاهو نیست . اگرم هست قابل دیدن نیست.
۲ یاس فلسفی تمام وجودم رو فراگرفته .
۳ بیش از ۲۰ کتاب رو خوندم ولی هر کدام در صفحه ی ۳۰ نصفه کاره رها شدن .
۴ مسافرت نمی خوام برم ولی به زور می خوان منو ببرن.
۵ دلم تنگه.
۶ دیگه نه امی لی گوش میدم نه ال پی ..رفتیم تو خط اشلی ...شما هم گوش کنین برای تنوع ! بد چیزی نیست !اصلا بد نیست.
| Boyfiend | - | 1 | ||||||||
| In Another Life | - | 2 | ||||||||
| Beautifully Broken | - | 3 | ||||||||
| L.O.V.E. | - | 4 | ||||||||
| Coming Back for More | - | 5 | ||||||||
| Dancing Alone | - | 6 | ||||||||
| Burning Up | - | 7 | ||||||||
| Catch Me When I Fall | - | 8 | ||||||||
| I Am Me | - | 9 | ||||||||
| Eyes Wide Open | - | 10 | ||||||||
| Say Goodbye | - | 11 | ||||||||
|
|
اگه عمری نیست وسلام!
+ LOVE YOU BUT LEAVE YOU +
نویسنده: مهشید
حال داری بزنیم به سیم آخر؟باور کن جاده خاکی هم خوب چیزیه ! بیا واسه یه بارم که شده بیخیال هرچی عشق و عاشقی و مسخره بازی شیم.
زندگی خیلی بزرگتر از این هاست که رستگاری خودت روفقط در نگاه یک نفر ببینی . بذار دلت جا داشته باشه برای یه عشق جدید . بذار باور کنی بدون اونم زندگی ممکنه ...
می دونم تو هم قدر من خسته شدی ...خسته شدم از این که سایه ی یه پسر بالای زندگیم سنگینی کنه و بیخودی به خودم بقبولونم عاشقشم ..واسه یه بارم شده ول کن این حرفا رو ...بیا دیگه کسی رو دوست نداشته باش .بیا خودت رو باور کن .
دلم می سوزه واسه آدم های عاشق ...اونایی که فکر می کنن بدون عشقشون می میرن و هر لحظه در طلب بوی موی یارشون هستن!
زندگی همین چهار تا دیدار عاشقانه نیست . زندگی همونیه که الان توش غوطه وری ...همونی که التماس می کنی هرچه زودتر بگذره!پس خودت تنهایی بگذرون .
اگه عشق در وصال و شادی و خوشی بود که لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد و رومئو ژولیت رو سند عاشقی مردم زمین نمی کردن .می بینی؟ عاشقی همش درده ...همش عذابه ..همش فراقه همش انتظاره ...
پس بس کن و دیگه از عشق برام نگو ....نگو امروز یکی بهم گفت دوستم داره ..نگو امروز عشقم رو دیدم ...نگو امروز بهش زنگ زدم .تورو به خدایی که قبولش داری بس کن .
بذار فکر کنم ...بذار زندگی کنم .بذار خودم باشم بدون اون ! همون مهشید سابق که هر وقت شعر های فروغ رو می خوند از ته دلش می خندید نه اینکه بشینه گریه کنه .....
وه چه شیرین است از تو بگسستن و با غیر تو پیوستن!
پی اس: من اینو برای آدم های عاشق ننوشتم که بشون بر بخورد .تصمیم با خودتون ..این صرفا یه پیشنهاد بود.
+ A new life! +
نویسنده: مهشید
خوب .امروز روز شاهکاری بود و الان که دارم براتون می نویسم با یک عدد جنازه ی به تمام معنا رو به رو هستین!
ساعت ۷ صبح الی ۳ بعد از ظهر به حالت کشت مدرسه بودم ..ساعت ۴:۰۰از خانه به سمت جلسه ی آکادمی فانتزی به راه افتادم .سر ساعت۵:۰۰سر جلسه ی آکادمی بودم.این هفته بر خلاف همیشه کمی اسپشیال و دوست داشتنی بود .هر چی بود آخرین جلسه ی این سال بود و یک بنده خدایی به من داستانی داد که بخونم . فکر نکنم از اون ۱۵ نفری که در جلسه بودن یک نفر هم چیزی از داستان فهمیده باشه...چون تمام چیزی که من خوندم این بود:
تته...پته ..رته ..تن تن ته ته ته تو...توف ...دنگ!![]()
خلاصه هرچی در این مدت زمان نخندیده بودم ؛ خندیدم . بعد سر ساعت ۶:۳۰ به حالت ضربتی جلسه رو ترک کرده و به سمت کلاس زبان راهی شدم تا امتحان فاینال(خیر سرم) بدهم
بالاخره نشستیم سر جلسه تا ۸ شب ! بعد با خیال راحت به سمت خانه راهی شدم . و بعد خانه و درس و سیستم تنهای من گوشه اتاق!
آه زندگی چقدر سخته !
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند!
در اخر از دوست عزیزم سمیه به خاطر اون کتاب های فوق الاده ای که برام خریده بود تشکر می کنم ..دختر من تو رو نداشتم چی کار می کردم؟![]()
راستی پسر بزرگم! علا پیرمرد شدی. شتر شدی !
تولدت مبارک.
+ Wrapped in all of the promises that no one seems to keep! +
نویسنده: مهشید
هرروز که می گذره ...همه چیز بدتر میشه و بدتر و بدتر ...به عبارت دیگر ..قانون سوم مورفی می گه : به امروز لبخند بزن چون فردا روز بدتری خواهد بود!
الان که این چرت و پرتا رو براتون می نویسم یک سلول از وجود ۴۰ کیلویم احساس خوشبختی نمی کنه.همیشه معتقد بودم خوشبختی یه احساس نه یک مالکیت مادی ...پس میشه نتیجه کرد من دیگه زحمت احساس کردنم به خودم نمی دم .
مهشید شدیدا ازت متنفرم فولیش کوچولو![]()
از همه اینا بگذریم ...با تمام حس مالکیت فریاد می زنم که آکادمی برگشت . واقعا نمی دونم چی باید گفت ولی هیچ چیز ازش کم نشده بود . میشد اسمش رو گذاشت یه استراحت کوچولو برای من که این وبلاگ رو بسازم و رفقای واقعیم رو بشناسم !نمی تونم بگم بازم آپ می کنم یا نه در هر حال چرت و پرت گفتنم برای خودش عالمی داره !![]()

جدیدا ازبن مودی که یه زمانی به نظرم شیربرنج بود خوش اومده خفنا...مانده ام چه کنم با این دله عاشق؟![]()
خوب دیگه خبر از این مهم تر نبود ..راستی از یکی از بهترین دوستام چیزی رو دیدم که هرگز باورم نمی شد کاراون باشه ..فقط خودش بدونه که از من یکی خیلی احمق تره
و این کار رو برای تمام مردم جهان جایز می دونستم جز اون .
+ unforgettable +
نویسنده: مهشید
ماندم خیره به راه ...
نه مرا پای گریز
نه مرا تاب نگاه !![]()
آخ اگه بدونی دلم چقدر تنگ شده . انقدر تنگ شده که دیگه برا هیچ آدم تازه ای جا نداره . انقدر تنگ شده که شده اندازه این "." ، دلم لک زده برای تا صبح کله ی سحر چت کردن با بچه ها . دلم لک زده برای یه میتینگ دست جمعی رو چمن های پارک لاله . دلم لک زده برای اون جنگهایی که مملی و مهدیس تا صبح می کردن ! دلم تنگ شده برای اون اسم هایی که فرهاد روم می ذاشت . آخ اگه بدونی چقدر دوست دارم فقط یه بار فقط یه بار دیگه با مانیا که این همه ازم متنفره چت کنم . تنگه این دل برای گیردادن به گلبرگ و مارشن...کاش فقط یه بار دیگه با عسل دعوام میشد!
دوست دارم یه بار دیگه وفتی مهرناز وامیر ، اینویز با هم چت می کنن , دستگیرشون کنم !
و اما علا و مهدیس ...دیگه نیازی نیست بگم که چقدر دلم براشون تنگ شده !صادقانه بگم ..اصلا یادم رفته بود :
یه روزی و روزگاری .....
یه زمانی ما چقدر با هم بودیم ولی حالا که یادم اومدو دلم داره منفجر می شه ...
مشکل من همیشه این بود که خشن ترین لحن دنیا رو داشتم .شاید واسه این بود که بیچاره روش نشد بتون بگه چقدر دوستون داره (الانم که اینا رو دارم می نویسم عمرا باور کنم که خودم نوشتمشون ) گفتم یه وقت شما باور نکنید !![]()
زیادی حرف زدم ...الانم یکی از اون روز هایی که میتونستیم با هم باشیم ولی نیستیم ...چراش رو از من نپرسین . من بی گناهم!
بعضی وقت ها ...فقط بعضی وقت ها آدم دلش واسه خیلی چیزا تنگ میشه اما از بدی شانس ما جز صفحه ی وب و کیبورد کسی شنوای حرف ما نیست .واسه همینه دلم شده یه نقطه .
به قول سمیه چه دلیلی داره بیام حرف دلم رو بزنم و یه عده هم گوشش کنن؟ دلیلش و خودمم نمی دونم ولی می دونم وقتی دلت می خواد فرمان به نوشتن بده ...بذار بده . جای دوری نمیره !
به قول فریدون مشیری:
- کاش می دیدم چیست ؟
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست !![]()
+ Breathe No more +
نویسنده: مهشید
|
دیگه چیزی نیست که بخوام ازش بگم .حالا احساساتم گل کرده می خوام ور ور کنم!
برخی کارها خیلی واجبه ...مثل نفس کشیدن ، خوردن، خوابیدن ، شایدم درس خوندن ! ولی خیلی چیزا بی ارزشن ...مثل گریه کردن ، لمس کردن ، عاشق شدن ...یدون اینا میشه زندگی کرد .آدم ها واقعا باید مرض داشته باشن که خودشون رو درگیر این چیزا کنن. واقعا باید مرض داشته باشن .نمی دونم تا حالا مرض داشتین یا نه؟اصولا اگه تا حالا مرض داشتین پیشنهاد می کنم ترکش کنید. و بعد مثل بچه آدم بیاین اینو دانلود کنید: Download . breathe no more![]()
کمتر آدمی ازاین آهنگ خوشش میاد ...گفتم که بستگی به آدمش داره !
داشتم می گفتم! آره اگه مرض داشته باشین کم کم به دنیا وابسته میشین و اونوقته که دیگه به پوچیه خودتون پی ببرین . وقتی که آدم فکر کنه بدون یک چیز نمی تونه به زندگی ادامه بده بهتره بره بمیره تا شاید بیشتر از این زجر نکشه !
یه جمله قشنگ خوندم :
هیچ وقت سعی نکن چیزی رو دوست داشته باشی که در مواقع اضطراری نتونی در عرض یک دقیقه ترکش کنی ...هیچ وقت !
درسته ! اگه همین الان خبر بدن که دنیا تا 2 روز دیگه نابود میشه ، تمام چت روم ها و خط های تلفن و خیابون ها پر می شد از آدم هایی که فقط برای یک بار دیگه بخوان همدیگر رو ببینن و بگن چقدر همدیگر رو دوست دارن و چقدر بهترین از این می تونستن برای هم باشن !
ولی حالا حرف 2 روز نیست که بتونی بهم بگی چقدردوستم داری ! حرف یه عمره که تا بی نهایت می تونه ادامه داشته باشه و زجرم بده ...به همین راحتی ازش نگذر!
+ Academy 's Return +
نویسنده: مهشید
as alwaysسلام!واقعا شما این همه لطف داشتین و من نمی دونستیم؟ یعنی واقعا این همه براتو مهم بودم و خودم بی خبر بودم؟ اگه من تنهام دلیلش هرگز برای این نبود که دوستام ترکم کردن . من معتقدم همه ی انسان ها در هر زمانی ، حتی وقتی ازدواج می کنن تنهان و برای همین این بلاگ رو زدم !شاید بشه تنهایی همه رو توش قسمت کرد!
امروز جلسه ی آکادمی رفتیم! بد نگذشت ولی با همیشه فرقی نداشت . مساله ی مهم اینه که آکادمی من بر می گرده . سایت 4 ماه پیش به زودی بر می گرده و طی یک ماه به کمک دوستان مثل روز اولش میشه .با این حال زحمت 4 ماهه ی ما به حدر رفت و این برای خیلی از جمله من شکست عظیمی بود . به قول بچه ها بد به زمین خوردیم وشروع دوباره ...سخته . خیلی سخته . نمی دونم بشه باز شروع کرد یا نه ولی بدانید و آگاه باشید :
آکادمی هرگز تعطیل نمی شه!
اینم عکسی توپ!

+ INCOMPLETE! +
نویسنده: مهشید
یک خبر مسرور کننده! اکادمی فانتزی تا دو سه روز آینده بر می گرده و اگه برنگشت ، بک آپ ماه پیش رو جایگزین می کنیم ... ولی سرکردن با آکادمی یه ماه پیش بهتر از سر کردن این زندگی کوفتی بدون آکادمیه!
خوب بذار یه توضیحی برای دوستانی بدم که فکر می کنن من کلا آدم بی اهمیتی هستم . آره من خیلی بی اهمیتم .آنقدر بی معرفت و بی اهمیتم که مهدیسی که روزی ۲ ساعت باش حرف میزدم رو ۵ ماهه کلا ندیدم ..انقدر بی معرفتم که سایه که از ۲۴ ساعت روز ۱۵ ساعتش رو باهم بودیم ، هفته ای ۱ ربع می بینم . وقتی می شینم حساب می کنم می بینم تو این سه ماه رو هم رفته ۲ ساعتم با والدین گرامم حرف نزدم ! خدمت عرض کنم که تا ساعت ۳ مدرسم و بعدش کلاس ..وقتی می رسم خونه ساعت ۷ شبه ...به نظرتون کسی که می خواد دیپلم ریاضی بگیره نباید تا ۹ درس بخونه ؟
بعدشم که میرسیدم به آکادمی...کلا یه ساعت وقت می ذاشتم برای این سایت ...چون آکادمی وقتی عشقش می کشید با آدم قهر نمی کرد ..پشت سرت غیبت نمی کرد...وقتی ناراحت می شد ایگنورت نمی کرد .چون مثل تموم آدم ها نامرد نبود . دیگه گنجایش خاله زنک بازی رو نداشتم .دنبال یه امنیت میگشتم که تو چشم هیچ آدمی پیدا نشد !
حالا شما بگین بی معرفتیه ! آره من بی معرفتم ..خیلی هم بی معرفتم!
+ That's Ridicules! +
نویسنده: مهشید
واقعا جالبه ..کشور محترم (یو-اس-ای) فضاهایی که به هاست های ایران فروخته بوده رو تعطیل کرده و در حال حاضر ما باید سر کار بمانیم تا زمانی که جناب آقای دکتر احمدی نژاد به جنگ و جینگ های خود بر علیه حکومت استبدادی آمریکا ادامه بدهند!
آکادمی فانتزی (زیرابیوس) جزو یکی از همین سایت هاست .شاید از نظر شما تعطیلی یه سایت برای یه کاربر چندان مهم نباشه ..ولی برای من مهمه .الان ، همین لحظه ، همین ثانیه تمام ادعاهای وجودیه من رفته زیر سوال که تا چه حد وابسته به آمریکا بودم و ازش خبر نداشتم poor little girl
.....
تنهایی ام را با تو قسمت می کنم چیز کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست !
از نظرات تمام دوستان ممنونم.
عسل من بی معرفت نیستم واقعیتش اینه که می ترسم بت زنگ بزنم!
جنابی که اسم نزدید از نصیحت هاتون ممنون و ازبلو جان و سایه هم ممنون!
اینم عکسی از اونسنز..واقعا بدون بن حالا یه چیزی کم داره!

+ ARE YOU READY?LETS BEGIN +
نویسنده: مهشید
-
اینطور که بعد از این همه مدت ..زندگی همه همونطوری پیش میره که قبلا میرفت ولی حالا وقتی به خودم نگاه می کنم ، می بینم یه ذره بیش تر از همه عوض شدم!
-
واقعا بعضی وقتها آدم می مونه که با خودش چی کار کنه . ولی من الان موندم که با گذشتم چی کار کنم؟ همون مهشیدی که تابستون و زمستون پارسال رو زمین نفس می کشید همین مهشیده؟
-
شاید از نظرتون بی خود دارم چرت می گم . ولی بعد از 6 ماه باید بگم . آخه دارم می ترکم! مگه هر آدمی چقدر وسعت تنهایی رو داره؟ تنهایی از من یه انسان متفاوت ساخته .کسی که دیگه با آپ کردن وبلاگ و چت کردن و با رفقا گشت و گذار کردن , حال نمی کنه منم ..یه بچه ی 17 ساله که خیلی بیشتر از اونچیزی که فکرشو بکنه پیر شده.اینا رو گفتم برای اون دو سه نفری که بعضی وقت ها از خودشون می پرسن , راستی مهشید یادته؟
-
طبق قانون سابق ...بیخیل! چندان مهم نیست .میریم در چند قدمی هم در وصف امی لی که شاید تنها کسی باشه که منو تنها نذاشت برداریم !اینم تاریخچه ای برای اونسنسز!

آركانزاس – كمپ جوانان ؛ دخترك پيانو مینوازد ، ترانهای از Meat Loaf به اسم ِ" I’d Do Anything Foًًr
imaginary , every body’s fool , my immortal ,whisper رو ben moody نوشته كه متن آهنگهاش
ويديو بعدي اونها going under بود كه در آلمان و همچنين LA ساخته شد ويديو موفق بعدي my immortal بود كه در بخش قديمي شهر بارسلون اسپانيا ساخته شد. ويديو آخرشون هم every body’s fool بود كه در LA ساخته شد. هر چند من معتقدم هر 11 تا آهنگ fallen توانايي single شدن رو داشتن .در مورد جوايزي كه "Evanescence" دريافت كرد بايد يك توضيح مقدماتي بدم:
همونطور كه ميدونيد در امريكا جشنواره هاي زيادي در مورد موسيقي بر گزار ميشه و يكي دو تا نيست مثل :AMA american music awards – VMA video music awards – teen choices awards – much music awards – billboard – grammy – WMA world music awardsو خيليهاي ديگه ولي بايد بهتون بگم اسكار موسيقي و پر ارزش ترين جوايز در دنياي موسيقي grammy هستش كه جايزش به شكل يك شيپور طلاييه بعد از اون هم VMA كه مال mtv هستش.
"Evanescence" تقريبا در تمامي فستيوالهاي بالا nominee (كانديدا) شده بود. در grammy هم تو 5 بخش كانديدا بودن كه 2 تاشو بردن !best new artist – best hard rock performance
AMY LEE
Full Name: Amy Lynn Lee
Born: December 13th, 1981
Born:
Grew Up:
Place of Current Residence:
Siblings: Brother Robbie (9), sisters Carrie (14) and Laurie (12)
Hair: Brown (dyed black)
Eyes: Blue
Status: In a relationship with Shaun Morgan of the band Seether
JOHN LECOMPT
Full Name: John LeCompt
Birthday: March, 3
Hair: Dark Brown
Eyes: Green
Status:Married to wife, Shelley
Children: Daughter: Bethanie
Siblings: Jimmy
Previous Bands: Mindrage, Kill System
TERRY BALSAMO
Full Name: Terry Balsamo
Other Bands:Left Cold to join "Evanescence" after filling in on their tour.
WILL BOYD
Full Name: William Boyd
Birthday: April 27
Hair: Red
Siblings: Sister: Kendra
Other Instruments: Guitar and Drums
Old Bands: Lucky Father Brown and The Visitors
Rocky Gray
Full Name: William Rocky Gray
Birthdate: July 2
Hair: Brown
Status: Married
Children: Two
Old Band: Living Sacrafice, Soul Embraced
آهنگ متنی که پستم رو باش شروع کردم :
|
متن فارسی |
lyric |
Solitude |
دیگه چیزی نمونده تا براتون بگم .جز یه موفق باشید ابدی برای اینکه شاید این بار , آخرین باشه برای همیشه ..
پ.ن : نظر دادین ممنون میشم . البته خاطر نشان می کنم ندادین هم چندان مهم نیست!این یکی رو از روزگار یاد گرفتم.![]()
