تبليغاتX
متروک

mahshidoo

مهشید

mahshidoo

http://mahshidoo.blogfa.com

متروک

متروک

متروک

When this began,I had nothing to say And I'd get lost in the nothingness inside of me!..!

متروک

متروک
+ +
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386
نویسنده: مهشید

 

ک ن ک و ر

پنج تا حرف داره که واسه خلاصه شدن زندگی توش ، خیلی جا کمه ...!

 

--

استخونام درد میگیره و بدنم می لرزه

اما مهم نیست

دارم ترکت می کنم ، اونم به سبک ِ یابویی .

 

--

تنها مشکل ِ پسرا

یا تنها مزیتشون اینه که از دور قشنگن *!

حتی اگه عشق زندگیتون باشه.

 

* قابل تحمل .

 

--

 

اینجا ، زندگی من

روز های معلم های سیبیل کلفت و خشن




+ +
شنبه بیست و سوم تیر 1386
نویسنده: مهشید

خبری که نیست   

فقط اوضاع اینطوری شده :

هر کسی کار خودش

بار خودش

آتیش به انبار خودش ...!

--

گول خوردی

من واقعی با این چیزی که اینجا می بینی

یه دنیا توفیر داره ...!

من ِ واقعی م نه روشن فکره ، نه راستگوئه ، نه عاشق پیشه اس ! نه آنقدر مدعی و از این حرفا ...!

 

پی اس : هپلی تر از این حرفام ، بخّــُُُُـــُـــُـدا!(تشدید دار تلفظ بشه لطفا)

--

تازه بهار تفویم من شروع شد ؛

هی فصل بی دلبستگی

سلام

 

--

اون  فاصله اس که همه چیز رو شفا میده

نه زمان ...!

--

به حس خجالتم نیاز مندم .


 




+ +
دوشنبه یازدهم تیر 1386
نویسنده: مهشید

                                

برای تاثیر گذار کردن داستان ، نقش اول را باید کُشت

بعضی وقت ها حضور نقش های اطرافت آنقدر کمرنگ میشوند که قهرمان داستانت ، تنها خودتی !

 

--

خیالت راحت

حالا که داری از پیشم میری

آنقدر شبیه ت شدم

که  دیگه دلم واست تنگ نشه .

 

--

و تنها پنج روز تا رستگاری فاصله است ...! 

 

پی اس : کلاس های دلنواز از شانزده ام شروع میشود.  

 




+ +
جمعه هشتم تیر 1386
نویسنده: مهشید

در Fri, 23 Feb 2007 08:41:23 گفتم :
اگه روزی ازت گذشتم ، منو نبخش ...!
تو گفتی :« یعنی از من می گذری؟»
خیلی فکر کردم
من روزی ازت می گذرم
که از خیلی قبل تر از اون از خودم گذشته باشم
پس
اگه از خودم گذشتم ، منو نبخش ...!
--
در Sat, 24 Feb 2007 09:44:00 گفتی :
می خوام این اطمینان رو بهت بدم که اگه یه روزی به قول خودت تونستی از من بگذری
یا نه به قول خودت از خودت بگذری
من دست از سرت بر نمی دارم
مطمئن باش

--
حالا در Thu, 28 Jun 2007 17:08:54 میگم
نه من تو رو جا گذاشتم
نه تو منو رها کردی
ما فقط همدیگرو گم کردیم

پی اس : نه گناه کاریم ، نه بی تقصیریم ، من و تو ، بازیچه ی تقدیریم...!



+ +
دوشنبه چهارم تیر 1386
نویسنده: مهشید

مرا بازگردان
مرا ای به پایان رسانیده
آغاز گردان ...!

ح.مصدق
--
باور این که دیگر هیچ چیز بهتر از این نخواهد شد
چرا همیشه باید دردمند نبودن یا دلواپس نماندن باشیم ؟!

--

هنر فقط وقتی به دست غیر حرفه ای ها می افتد ، غیر اخلاقی می شود! (رولد دال _بدرود)
پس در دنیای غیر حرفه ایی زندگی می کنیم .


پی اس : پماد سوختگی بدم خدمتتون ؟!
پی اس 2 : نارسیسم ، بد دردی ست . البته پماد سوختگی تسکینش نمی ده...!



+ GONE +
جمعه یکم تیر 1386
نویسنده: مهشید

 

فکر کردم

به این که

کجای کارم اشتباه بود

که فضای پشتم خالی شد 

حالا نه با کتاب پر میشه ، نه با اینترنت ، نه با سفر

باید می فهمیدم

انتهای ِ نبرد در درون

چیزی جز شکست نیست !

علایق تعویض ناپذیرند

 

--

احسان کاش حداقل تو داستان من

نقش سیاه لشکر رو می پذیرفتی  

 

--

یک ِ تیر ۱۳۸۶

چقدر غریب

چه زود گذر ...!

 

 




قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ