متروک
+ + چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386
نویسنده: مهشید
نویسنده: مهشید
هر كس بعد ما به خلق گويد ماچهره به غم نمي خراشيم
ماخوبي اوبه خلق گوييم تاهردودروغ گفته باشيم...!
--
اگر پاره شدن افسار زمان
و صدای نصیحت های توی گوشم
همه با هم
دست به دست هم دهند تا هوایت به سرم سرک نکشد
بوی عطری که هر شب توی اتاقم می پیچد
به اندازه ی کافی کافی ست تا تا صبح خواب های اوهام محور ببینم و
به این فکر کنم :
که اگه سرنوشت چند سانت آنورتر نوشته میشد
شاید
یک جای داستان
من به تو می رسیدم ...!
--
سرد باشد
فصل
من
و
تو ...!
+ +
دوشنبه چهاردهم آبان 1386
نویسنده: مهشید
نویسنده: مهشید
حذف شد ...!
+ +
چهارشنبه نهم آبان 1386
نویسنده: مهشید
نویسنده: مهشید
حرفهای ما هنوز ناتمام
تانگاه می کنی ، وقت ِ رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی
غریمت ِ تو ناگریز می شود
آی ....
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود / دیر میشود ....!
برای قاف آخر ِ عشق و قاف اول قیصر ...!
