نویسنده: مهشید
تنوع طلبی دنیا را پای ِ بی وفایی خودم گذاشتم
بی وفایی تو را هم پای تنوع طلبی دنیا
ولی این بار دیگه حوصله ی ِ تکرار تراژدی هر ساله م رو ندارم
فلسفه نمی کند اثر ، مرگ مگر اثر کند !
+ +
نویسنده: مهشید
مثل کبریت کشیدن در باد
زندگی دشوار است
من خلاف جهت آب شنا کردن را
مثل یک معجزه باور دارم
آخرین دانه ی کبریتم را میکشم در ره ِ باد
هرچه بادا باد.
برگرفته ز ***
--
بیا از امروز شمارش معکوس رو از صفر شروع کنیم
فقط قبلش بگو تا کدوم منفی بی نهایت نفس داری ؟!؟!
+ بخدا ! +
نویسنده: مهشید
برای حرف زدن با تو انگار باید زلال شد .
و من رسم سادگی نمی دانم و نمی فهمم !
ته نشین ِ شش دانگ ِ وجودم هم پیش کش ِ ساده شدن
برای ِ تو و به پای تو .
ساده می بینمت .
ساده ببین مرا . نه اصلا تو ساده نگاه کن مرا . یا تظاهر کن ساده دیده ای مرا !
بگذار آنقدر خودم را حقیر نپندارم که توانایی به پایان بردن یک جمله هم در حضور تو برایم ازلی باشد .
بگذار ابعاد پنبه ای ت را که در ذهنم از تو مجسم کرده ام را لمس کنم !
یا ناخون بزن ا م حتی!
بگذار یک روز و فردایی یا هیچ وقتی که می آید دچار باور تو شده باشم .
الباقی به فناا !
