نویسنده: مهشید
بیدار می شوم
مسواک می شوم
چشم سیاهی می شوم
لب قرمزی می شوم
لپ سرخی می شوم
اعتماد به نفس می شوم
راه می شوم
تاکسی می شوم
اس ام اس می شوم
پیاده می شوم
اتوبوس می شوم
له می شوم
دانشگاه می شوم
هیاهو می شوم
اس ام اس می شوم
فعالیت غیر اجتماعی می شوم
محو استاد می شوم
خواب می شوم
بیدار می شوم
گشنه می شوم
سِلف می شوم
سیر می شوم
راهی خانه می شوم
خانه ی دوست می شوم
خسته می شوم
خانه می شوم
+ vicky cristina barcelona +
نویسنده: مهشید
ما عادت داریم
چیز هایی که به مزاجمان نمی سازد
حواله می شود به دنیای قبل ، بعد ، وسط ، کنار...
غافل از اینکه
عدم رستگاری ِ ماست .
--
گوشم با توست
گوشَت با من است
صداهایمان نه امّا !
+ +
نویسنده: مهشید
تنها حقیقت محض _مرگ_
درست جایی که حد ِ تصور میل به بی نهایت دارد ، مبهم می شود
پ.س : تاثیرات یک حقیقت طلب +
+ Strange how life make sense in time ! +
نویسنده: مهشید
بعضی ماهی ها را
وقتی از آب می گیری که مرده اند !
+ +
نویسنده: مهشید
لعنت به چاله ای که چاهی ام کرد !
--
روی زمین
یا
روی هوا
فرقی نمی کند
من جای خوبی ایستاده ام !
+ +
نویسنده: مهشید
اگر قرار است فردا هم مٌرده بیدار شوم
بگذار امشب _دست ِ آخر _
بمیرم!
--
این دست ِ من و
این ضربدر هایی که به هر بهانه ای رویش کشیده ام
حالا کدامیکش باید تو را یاد من بیاورد ؟!
+ +
نویسنده: مهشید
لباس های سیاه را از چمدان در بیار
این جا کسی دل ِ سیاهت را باور نمی کند
+ +
نویسنده: مهشید
نقش اول برای خودت
مرا در سیاهی های لشکر تصور کن
--
در آسمان اصلا جهنم نیست
طرح جهنم رو به پایین است!
+ +
نویسنده: مهشید

Dont try to fix me but i am broken
+ +
نویسنده: مهشید
تو هوایی نبودی که زمین گیر شوی
تو فقط از آنور _ پشت بام نه _ ایوان ترس هایت _سقوط نه _ کله پا شدی !
+ +
نویسنده: مهشید
نردبانت به پنجره ام نمی رسد
نردبانت را بر دار و برو
من هم قول می دهم روی بخار پنجره ام شکل هایی را بکشم که شبیه تو نباشد !
+ +
نویسنده: مهشید
قبول
یکی برای ِهمه ، همه برایِ یکی
به شرطی که آن یکی ، من باشم
+ +
نویسنده: مهشید
رویم به راه نیست !
من یکی هیچ وقت رو به راه نمی شوم
--
خستگی در کار نیس
عادت اس که مرا توی متکام و زیر پتویم فرو می کند !
